تبلیغات
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

من از قصه زندگی ام نمی ترسم

 

من از بی تو بودن،به یاد تو زیستن

 

و تنها با خاطرات گذشته تو زندگی کردن

 

 می ترسم

 

ای بهار زندگی ام

 

اکنون که قلبم مالا مال از غم زندگیست

 

اکنون که پاهایم توان راه رفتن ندارد

 

برگرد

 

باز هم به من ببخش احساس جاودانه دوست داشتن را

 

باز هم آغوش گرمت را به سویم بگشا

 

باز هم شانه هایت را مرهمی برایم قرار بده

 

بگذار در آغوشت آرامش را به دست آورم

 

بدان که قلب من هم شکسته

 

بدان که روحم از همه دردها خسته شده

 

این را بدان که با آمدنت غم برای همیشه

 

 من را ترک خواهد کرد

 

پس برگرد که من به امید دیدار تو زنده ام

 




ششم مرداد 89 | نظرات ()