تبلیغات
بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است

ببار باران! خستگی و عطش در نگاهم موج میزند! ببار...

نمیدانم با خود چه کرده ام! ببار که در گیرو دار زندگی دست و پا میزنم!

چه کنم که برای شبانه های این بانو شانه ای نیست....

بیشتر از تو خسته ام باران ببار...

دوست دارم زیر باران تمام تنم بوی سادگی بگیرد...

 




سی ام شهریور 90 | نظرات ()